کاش من بالای آن درخت بودم
شاید برایت مهم باشد بدانی
«دیزاین»
فقط شکلدادن به چیزها نیست؛
دیزاین، موضع است.
موضعِ اینکه هیچچیز را رها نکنیم به حالِ خود.
نه یک فضا،
نه یک تجربه،
نه حتی یک تصمیمِ انسانی.
دیزاین یعنی پذیرفتنِ مسئولیتِ چگونه بودن.
یعنی قبل از اینکه جهان به ما تحمیل شود،
ما دربارهی رابطهمان با جهان فکر کرده باشیم.
دیزاین آنجاست که
آشفتگی را میبینی
و بهجای عادتکردن،
به سامان فکر میکنی.
نه برای زیباییِ سطح،
بلکه برای کرامتِ زیستن.
دیزاین یعنی
وقتی میدانی فرم، بیمعنا نیست
و معنا، بیفرم دوام نمیآورد.
پل زدن میان عقل و احساس،
میان کارکرد و رؤیا،
میان آنچه هست
و آنچه باید باشد.
دیزاین شجاعتِ انتخاب است
در جهانی که همهچیز را تصادفی میخواهد.
ایستادن است
در برابر زشتیِ عادیشده،
بیعدالتیِ نامرئی،
و تجربههایی که انسان را کوچک میکنند.
دیزاین، اگر درست فهمیده شود،
یک عملِ اخلاقیست.
تصمیمیست برای اینکه
زندگی
کمتر آزاردهنده
و بیشتر قابلزیستن باشد.
و شاید
در زمانهای که همهچیز وصلهپینه است،
دیزاین
آخرین تلاش ماست
برای معنا دادن به جهانِ نیمهویران.


