رد جعبه بنفشه ها روی برف

نوستالژی فقط یادآوری خاطره‌ها نیست؛ گاهی نام یک جای خالی است. روایتی از حافظه، دلتنگی و زندگی اکنون، به بهانه گفت‌وگوی آینده مهدی جودی.

بعضی تصویرها از گذشته برنمی‌گردند؛ از جایی درونِ ما دوباره شروع می‌شوند.

گاهی بوی خاک پس از باران، صدای قطعه‌ای قدیمی یا رنگ گلدانی پشت پنجره کافی است تا ناگهان چند سال به عقب برگردیم. هیچ تصمیمی برای یادآوری نگرفته‌ایم. خاطره، بی‌اجازه وارد روز ما می‌شود و برای چند لحظه همه چیز را تغییر می‌دهد.

عنوان «رد جعبه بنفشه ها روی برف» از آن تصویرهایی است که پیش از آنکه معنایش را بدانیم، احساسی در ما بیدار می‌کند. بنفشه و برف، لطافت و سرما، چیزی زنده و چیزی که با سکوت روی زمین نشسته است. شاید جذابیت تصویر در همین کنار هم قرارگرفتن چیزهای دور از هم باشد.

ما معمولاً نوستالژی را معادل خاطره می‌گیریم، اما این دو همیشه یک چیز نیستند. خاطره به اتفاقی اشاره می‌کند که رخ داده است؛ نوستالژی اغلب به احساسی مربوط می‌شود که امروز درباره گذشته داریم. در گذر زمان، جزئیات تغییر می‌کنند و بعضی لحظه‌ها درخشان‌تر از آنچه بوده‌اند به نظر می‌رسند.

نوستالژی؛ خاطره یا جای خالی؟

چرا بعضی خاطره‌ها این‌قدر پررنگ می‌مانند؟ شاید چون یادآور آدمی هستند که دیگر کنارمان نیست؛ شاید چون به دوره‌ای تعلق دارند که خودمان را متفاوت می‌شناختیم. گاهی هم دلمان برای مکانی تنگ می‌شود که اگر امروز به آن برگردیم، دیگر شبیه تصویر ذهنی ما نیست.

نوستالژی از همین‌جا هم زیباست و هم پیچیده. گاهی چیزی که دلتنگش هستیم نه خودِ گذشته، بلکه امکانی است که گمان می‌کنیم آن زمان داشته‌ایم. امکانی برای ساده‌تر زیستن، برای نزدیک‌تر بودن به آدم‌ها یا برای دوباره تجربه‌کردن چیزی برای نخستین بار.

اما گذشته همیشه آن‌طور که به خاطر می‌آوریم آرام و بی‌نقص نبوده است. حافظه گاهی دردها را کم‌رنگ و لحظه‌های شیرین را پرنور می‌کند. اگر حواسمان نباشد، ممکن است امروز را مدام با نسخه‌ای ویرایش‌شده از دیروز مقایسه کنیم؛ رقابتی که حال در آن شانسی برای برنده‌شدن ندارد.

چگونه گذشته را دوست داشته باشیم و در حال بمانیم؟

دلتنگی زمانی به زندگی کمک می‌کند که راهی برای دیدن ارزش‌ها باز کند، نه اینکه درِ امروز را ببندد. می‌توان به یک آهنگ قدیمی برگشت و بعد با گوش تازه‌ای به صدای اکنون گوش داد. می‌توان از یک عکس خانوادگی گرم شد، بی‌آنکه نتیجه گرفت دیگر هیچ لحظه زیبایی ساخته نخواهد شد.

حافظه فقط انبار چیزهایی که گذشته‌اند نیست. بخشی از آنچه اکنون می‌بینیم و انتخاب می‌کنیم نیز از همین تصویرها ساخته شده است. شاید هنر زندگی‌کردن، داشتن رابطه‌ای مهربان اما هوشیار با گذشته باشد؛ نه فراموش‌کردن آن و نه پناه‌بردن همیشگی به آن.

عنوان «رد جعبه بنفشه ها روی برف» در آستانه گفت‌وگوی مهدی جودی با محسن سراجی در میان‌مرز، فرصتی برای فکرکردن به حافظه و نوستالژی است. این متن قرار نیست جای گفت‌وگویی را بگیرد که هنوز منتشر نشده؛ فقط پرسشی به آن می‌افزاید.

کدام تصویر از گذشته هنوز با تو مانده است؟ و اگر امروز دوباره سر راهت قرار بگیرد، آیا همان آدمی خواهی بود که نخستین بار آن را دید؟

گفت‌وگو با مهدی جودی، با میزبانی محسن سراجی، به‌زودی در پادکست میان‌مرز منتشر می‌شود.

تا آن زمان، اپیزودهای منتشرشده میان‌مرز را بشنوید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *