اینجا خبری نیست
اگر روزی به کلمهی «رهایی» فکر کردی،
بدان که این مرحله، بعد از تلاش و استمرار میآید؛
جایی که برای رسیدن به آرزوهایت سخت کار کردهای
و مسیر را تجربه کردهای،
اما دیگر قرار نیست نتیجه را کنترل کنی.
در این لحظه، همه چیز شبیه صحنهی تئاتر میشود:
میدانی چه بازی کنی،
اما نمیدانی صحنه از تو چه میخواهد!
نه سردرگم، نه ناتوان؛
فقط حضور داری و بازی میکنی،
با تمام وجود،
بدون اینکه برایت مهم باشد که برندهای یا بازنده !
رهایی، جدا شدن نیست.
رهایی اصل اتصال است؛
پیوندی بیسخن و بیمعنا با جریان زندگی … با جهان،
با لحظهها حتی وقتی نمیدانی قرار است چه رخ دهد.
رهایی یعنی حرکت کردن در مسیر،
بی آنکه چوبخطی از آن بسازی،
بی آنکه بخواهی نتیجه را لمس کنی.
این رهایی،
همان آزادیِ خاموشی است که فقط
در استمرار تلاش و حضور در بازی زندگی به دست میآید؛
جایی که دیگر خودت و صحنه ، هر دو،یکی شده اید .


