رد جعبه بنفشه ها روی برف
اگر روزی به کلمهی «نوستالژی» فکر کردی،
یادت باشد که این کلمه هم بیشتر از آنکه چیزی را توضیح دهد،
«احساس» را جابهجا میکند.
«نوستالژی» نامِ دلتنگیایست
که بلد نیست بگوید دقیقاً برای چه.ما خیال میکنیم
نوستالژی یعنی «خاطره»،
اما اغلب یعنی «جای خالی».
چیزی که دیگر نیست،
اما کلمهاش مانده و مدام ما را عقب میکشد؛
نه به گذشته، به تصوری از گذشته.
بعضی تصویرها بیهوا برمیگردند:
«رد جعبه بنفشه روی برف».
نه بهعنوان خاطره،
بلکه مثل نشانهای از چیزی که تمام شده
اما هنوز اسم دارد.
نوستالژی وقتی خطرناک میشود
که جای «زندگیِ حال» را بگیرد.
وقتی حال، همیشه کمرنگتر از گذشته به نظر میرسد؛
نه چون حال بد است،
بلکه چون با یک کلمهی «اغراقشده» مقایسه میشود.
این را به یاد بسپار:
بعضی کلمات قرار نیست پناه باشند.
«نوستالژی» اگر زیادی جدی گرفته شود،
حال را تبدیل میکند به مکانی که فقط از کنارش عبور میکنیم،
بیآنکه در آن زندگی کنیم.


