در آغوش ترس
ترس همیشه پیش از شکست نمیآید؛ گاهی درست پیش از خلقکردن از راه میرسد.
صفحهای سفید، صحنهای خالی یا ایدهای که هنوز تنها در ذهن وجود دارد، میتواند عجیبتر از هر مانع آشکاری باشد. هیچکس چیزی از ما نخواسته، راهی بسته نشده و شکست هم رخ نداده است. بااینحال شروعکردن دشوار به نظر میرسد. انگار خودِ امکانِ ساختن، وزن دارد.
«در آغوش ترس» ترکیبی متناقض است. ما معمولاً میخواهیم از ترس دور شویم، بر آن غلبه کنیم یا وانمود کنیم وجود ندارد. اما شاید بعضی ترسها را نتوان با دورشدن شناخت. شاید باید به آنها نزدیک شد و دید دقیقاً از چه چیزی خبر میدهند.
در کار خلاق، ترس همیشه به معنای ندانستنِ روش انجام کار نیست. گاهی مهارت داریم، ابزار داریم و حتی تصویری کموبیش روشن از نتیجه در ذهنمان ساختهایم؛ اما هنوز چیزی مانع آغاز میشود. شاید چون خلقکردن یعنی واردکردن چیزی به جهان که پیش از این وجود نداشته است.
وحشتِ صفحه سفید
وقتی چیزی را خلق میکنیم، مسئول نگاهکردن به آن هم میشویم. ممکن است دیده نشود، ممکن است دوستش نداشته باشند، یا بدتر، ممکن است خودمان بفهمیم آنچه در ذهن زیبا بود روی کاغذ شکل دیگری گرفته است. این فاصله میان تصور و واقعیت، بخشی از کار خلاق است.
متن اولیه این یادداشت به نکتهای دقیق اشاره میکند: گاهی وحشتِ خالقبودن از شکست نیست، از امکان است. از اینکه هزار مسیر میتواند وجود داشته باشد و ما ناچاریم یکی را انتخاب کنیم. انتخاب هر راه، به معنای کنارگذاشتن راههای دیگر است.
به همین دلیل کمالگرایی میتواند با لباس دقت وارد شود. مدام جزئیات را بازبینی میکنیم، اطلاعات بیشتری جمع میکنیم و فرصت تازهای برای شروع میخواهیم. این کارها گاهی لازماند، اما گاهی فقط شروع را به تعویق میاندازند.
چرا امکان، گاهی ترسناکتر از شکست است؟
ترس ممکن است نشانه این باشد که چیزی برایمان مهم است. اما مهمبودن یک کار تضمین نمیکند از نخستین تلاش خوب از آب دربیاید. خلقکردن به حقِ اشتباهکردن هم نیاز دارد؛ به اینکه نخستین نسخه اجازه داشته باشد ناتمام و ناهماهنگ باشد.
وقتی از ترس حرف میزنیم، قرار نیست آن را ستایش کنیم. ترس میتواند محدودکننده باشد و به ما آسیب برساند. هدف این است که میان هشدار واقعی و هراسی که تنها از دیدهشدن میآید تفاوت بگذاریم؛ تا بتوانیم با آگاهی تصمیم بگیریم.
«در آغوش ترس» پیشدرآمدی است برای فکرکردن به خلاقیت، آسیبپذیری و شجاعت انتخاب در آستانه گفتوگوی شادی غفوریان با محسن سراجی در میانمرز. این تأمل، روایت قطعی سخنان مهمانی نیست که اپیزودش هنوز منتشر نشده است.
شاید هیچ اثر تازهای بدون اندکی تردید متولد نشود. شاید شجاعت، نبودن ترس نباشد؛ توانِ برداشتن نخستین قدم، درحالیکه هنوز کمی میترسیم.
گفتوگو با شادی غفوریان، با میزبانی محسن سراجی، بهزودی در پادکست میانمرز منتشر میشود.


