وقتی که نه شنیدم

وقتی که نه شنیدم / میهمان : سروش رئوف / میزبان : محسن سراجی

اگر روزی به «تلاش» فکر کردی،

یادت باشد

تلاش همیشه

حرکت‌های بزرگ نیست؛

گاهی

ایستادنِ دوباره است

پس از افتادنی کوچک

که کسی آن را ندیده.

«تلاش» یعنی

وقتی هنوز نتیجه‌ای نیست

اما ردّی از امید

در رفتارهایت باقی مانده است؛

شبیه چراغی

که نه برای روشن کردنِ اتاق،

برای گم نشدن

روشن می‌ماند.

به تو نگفته‌اند

اما «تلاش»

از جایی شروع می‌شود

که دلیل‌ها تمام می‌شوند

و عادتِ ادامه دادن

آرام‌آرام شکل می‌گیرد.

نه هیجان است،

نه قهرمانی؛

بیشتر

شبیه نفس کشیدنی منظم

در مسیری طولانی

که مقصدش

هر روز کمی جابه‌جا می‌شود.

اگر روزی دیدی

کاری را انجام می‌دهی

بی‌آن‌که مطمئن باشی

به کجا می‌رسد،

بدان آن‌جا

امکانِ «تلاش» هست.

ما گمان می‌کنیم

تلاش

با رسیدن تعریف می‌شود؛

اما حقیقت این است

بسیاری از مسیرها

به‌واسطه‌ی قدم‌ها واقعی می‌شوند

نه پایان‌ها.

اگر چیزی بخواهم

به تو یادآوری کنم،

این است:

«تلاش» یعنی

جا نگذاشتنِ خودت

در میانه‌ی راه،

حتی وقتی

هیچ نشانه‌ای برای ادامه نیست.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *